به اشتیاق کودکانه می ماند، به جسارت زمین، به سماجت آفتاب، به سبزینگیِ برگ، به رویش هزار باره ی گیاه.
تابستان به صدای عبور آرامِ آب می ماند، به آوای شبانه ی جیرجیرک ها، به وزش باد از میان برگ ها، به سرخوشی کفشدوزک ها، شاپرک ها، زنبورها...
تابستان به آغوش مادرانه می ماند، گرم است و پناه دهنده، سبز است و امید بخش، ژرف است و لطیف...
تابستان آرام است، انگار دخترکی عروسک هایش را در گرمای یک بعدازظهر داغ، زیر سایه ی درخت نارون نشنانده، چای ریخته و مادرش را به مهمانیِ کودکانه اش دعوت کرده،
همینقدر ساده،
همینقدر آرام،
همینقدر صمیمی،
همینقدر خوب...
#تیر
#مرداد
#شهریور
برچسب:
نویسنده: هستی کریمی